خطايى ، على اكبر
44
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
بركشيده و بر سر دوش نهاده ] پيش پيش خاقان چين مىروند و قطار پيلان را ارابه - هاى زرين بستهاند و در روى ارابهها محفههاى ملبس به اطلسهاى ملون پوشش كردهاند و [ بر ] آراسته پيش پيش خاقان چين مىكشند . العلم عند الله . كمابيش [ قرب ] هزار سازنده بود كه سازهاى عجيب و غريب مىنواختند و صف كشيده بودند از چپ و راست تخت خاقان ، و خاقان با خاصگيان خود كه تخت او برداشته بودند در ميان صف سازندهها مىرفت « 1 » و سازها مىنواختند كه از خوشى او هر نفس جان و تن را الوداع مىكرد و از خادمان مسلمان دو كس بودند كه بر اسبان سوار پيش پيش تخت مىرفتند از غايت عظمت و حرمت اسلام ، و باقى امرا و وزرا همه پياده بودند . « 2 » و چون خاقان با اين همه تجمل چون به آن مسجد مذكور برسد خاقان چين صايم و سر و پاى برهنه از تخت فرود آيد و روى نياز به درگاه بىنياز برآستانهء مسجد بمالد [ و مناجات بكند ] : توحيد « 3 » كريمى كه هر كز درش سر بتافت * به هر در كه [ شد ] هيچ عزت نيافت سر پادشاهان گردن فراز * به درگاه او برزمين نياز من عطار من درين زندان آهن مانده باز * ز آرزوى آب خضرم در گداز خويش را سازم چون سودائيى * مىروم هر جاى چون هرجاييى چون به دست آرم ز آب زندگى * سلطنت دستم دهد در بندگى و مقدار چهار هزار مردمان عادى بودند كه در غايت بلندى و لكى و شجاعت و پهلوانى . خطائيان آنها بر ما عرضه مىكردند و مفاخرت مىنمودندى « 4 »
--> ( 1 ) - ق : مىرفتند ( 2 ) - سها : از اينجا تا ده سطر بعد در صفحهء بعد آمده ( 3 ) - س : بوستان ( 4 ) - سها : از « خطائيان » تا اينجا را ندارد